آفات گياهان زينتی
جلسه بيست و سوم
فرمولاسيون مسموم
مقدمه:
در جلسه گذشته در مورد علل پيدايش آفات بحث کرديم و گفته شد که يکي از عوامل پيدايش آفات تغييرات اجتماعي و اقتصادي ميباشد. اين مبحث را با ذکر يک مثال شروع ميکنيم.
در نظر بگيريد روي ميوهاي مانند سيب، يک يا دو شپشک قرار داشته باشد، اگر اين عامل باعث عدم خريد محصول توسط مصرف کنندگان شود، کشاورزان ناچارند که براي از بين بردن اين آفات سمپاشي كنند. اين عمل سبب ميشود که موجوداتي که از نظر کمي و کيفي خسارتي ايجاد نميکنند، تبديل به آفت مهمي شوند.
* نامهاي تركيبات شيميايي
- نام عمومي؛
- نام تجارتي؛
- نام شيميايي؛
- فرمول بسته شيميايي؛
- فرمول ساختماني.
هر آفتکش يا سم داراي چندين نام ميباشد.
نام عمومي (Entry name)
نام عمومي (Entry name) که توسط شرکت سازنده ارائه ميشود و بايد توسط موسسه استاندارد جهاني يا (International Standard Organization) که نام مخفف آن (ISO) است مورد تاييد قرار گيرد. براي مثال كارباريل (Carbaryl) نام عمومي تركيبات شيميايي از گروه (Carbamatha) است.
نام تجارتي (Trade name)
نام ديگر سموم، نام تجارتي آن است که توسط کارخانه سازنده آن ارائه مي شود. هر سم معمولاً داراي چندين نام تجارتي است، زيرا بسياري از سموم توسط شرکتهاي مختلف ساخته ميشوند. نام تجارتي (Trade name) را با علامت ® نشان ميدهند.
نام شيميايي
نام ديگر ترکيبات شيميايي، نام شيميايي آن است که اجزاء يک ترکيب شيميايي را نشان ميدهند. براي مثال نام شيميايي كارباريل (Carbaryl)، (Naphtyl methyl carbamate)ميباشد.
فرمول بسته شيميايي
نام ديگر ترکيبات شيميايي فرمول بسته شيميايي است. اين فرمول نشان دهنده، تعداد اتمهاي تشكيل دهندهي مولکول سم است. بعنوان مثال در مورد (Carbaryl)، فرمول بسته شيميايي C8H12O2N است.
فرمول ساختماني
فرمول ساختماني، نام ديگري از ترکيبات شيميايي است که نشان دهنده نحوه اتصال اتمهاي مختلف در داخل ملکول سم ميباشد.
فرمولاسيون سموم
فرمولاسيون سموم، به صور مختلف سم اطلاق ميگردد. فرمولاسيون مشخص ميكند که يک سم چگونه بايد بکار برده شود. مثلاً اگر سمي به صورت گَرد باشد، فرمولاسيون نشان ميدهد که براي استفاده از آن از دستگاه گرد پاش استفاده شود. ولي اگر سمي بصورت امولسيون باشد، براي استفاده از آن حتماً نياز به محلولپاش داريم. در کل فرمولاسيون سموم را در سه گروه اصلي تقسيم بندي ميکنند.
فرمولاسيونهاي مختلف سموم
۱ – فرمولاسيونهاي خشک؛
۲ – فرمولاسيونهاي مخصوص محلولپاشي؛
۳ – فرمولاسيونهاي گازي يا شبه گازي.
فرمولاسيونهاي خشک
- گردها يا فرمولاسيونهاي پودري (Dustable powder) و (Dust)
- گرانول (Granules)
- ميكرو كپسولهاMicro capsulated formulated) (
- خميرها (Pastes)
فرمولاسيونهاي خشک، انواع مختلفي دارند که دسته اول گردها يا فرمولاسيونهاي پودري(Dusts) و (Dustable power) هستند. اين فرمول، مخلوطي فيزيکي از ترکيب سم با يک ماده حامل يا(Carrier) است. مواد حامل عموماً رُسها، مانند (Montmorilonit)و (Caolonit) يا پودر سيليكاتها مانند پودر (Talk) و موادي مانند (Perlite) ميباشند. گردها گياه سوزي شديدي روي گياهان ايجاد نميکنند، ولي براي تعدادي از حشرات، مانند حشرات گرده افشان مثل زنبورهاي گرده افشان مضر ميباشند. زيرا در لابهلاي موهاي سطح بدن آنها تجمع پيدا ميکنند و به کلني زنبورهاي عسل منتقل ميشوند و همچنين بر روي لاروهاي آنها نيز تاثيرات مخربي دارند.
گروه دوم (Granules) ميباشند و براي جلوگيري از اثر (Drift) يا باد بردگي سموم ساخته شدهاند. وقتي از گرد آفت کش در طبيعت استفاده ميشود، در اثر وزش باد، مقداري از گرد به خارج از منطقه مورد استفاده منتقل ميشود که اصطلاحاً به اين موضوع (Drift) يا باد بُردگي ميگويند، براي مقابله با اين عامل گرانولها ساخته شدند.
گرانولها، سمومي هستند که اطراف آنها را يک ماده حامل، مانند پودر تالك(Talk) يا رُسهاي وِرميكوليت (Vermicolite) در بر ميگيرد. قطر اين گرانولها عموماً ۲۵صدم ميليمتر تا 5 ميليمتر است و در داخل خاک استفاده ميشوند. تعداد زيادي از سموم که به اين صورت ساخته ميشوند، سيستميک هستند و از طريق ريشه گياهان جذب ميشوند و حشراتي را که در روي قسمت سبزينه فعاليت ميکنند را از بين ميبرند.
گروه ديگر اين سموم، ميکرو کپسولها (Micro capsulated formulation) هستند. ميکرو کپسولها سمومي هستند که اطراف آنها را پوششي از جنس ژلاتين يا آگار (به صورت جامد يا مايع) و در مواردي مواد پليوانيل در برميگيرد. ميکرو کپسولها سموم را بتدريج آزاد ميكنند و براي مبارزه با مگسها و پشهها استفاده ميشوند.
گروه ديگري از سموم خشک، طعمههاي مسموم هستند. طعمههاي مسموم در واقع با مواد غذايي که مورد علاقه آفات، يا جوندگان هستند مخلوط شده و از اين طريق مورد استفاده قرار ميگيرند. البته در مواردي طعمههاي مسموم ممکن است به صورت آماده وجود داشته باشند که اين طعمهها عمدتاً براي جوندگان بکار ميروند. در مورد گياهان زينتي، بيشتر شامل ملخها و آبدزدکها ميشوند.
گروه ديگري از ترکيبات شيميايي، خميرها (Pastes) هستند. در اين فرمولاسيون، ماده سمي را با يک ماده كه خاصيت فرار بودن دارد مخلوط ميکنند و بعد مقداري ماده چسبناک به آن اضافه ميشود. از جمله اين سموم، ترکيبي است بنام آنتي تارلو که براي مبارزه با آفات چوبخوار در داخل ساقه و تنه درختان مورد استفاده قرار ميگيرد.
بطور كلي در بين سموم، گَردها بيشترين خطرات را براي جانداران مخصوصاً حشرات مفيد دارند.
فرمولاسيونهاي مخصوص محلولپاشي
- گردهاي خيس شونده Wetable powder
- امولسيون شوندهها Emulcitable concentrate
- امولسيونهاي معكوس Inverted emulsion
- محلولهاي قابل حل در آب Water solvable concentrate
- پودرهاي قابل حل در آب water solvable powder
- سوسپانسيونهاي كلوئيدي Flowable
- فرمولاسيون غليظ با حجم كم Ultra volume
- محلولهاي روغني Oil solution
- فرمولاسيون آماده مصرف Ready to use
قطر گردهاي خيس شونده حدود 3 ميكرون است و وقتي داخل آب حل شوند بصورت سوسپانسيون نسبتاً پايداري در ميآيند.
جلسه بيست و چهارم
طبقه بندي سموم
مقدمه:
در جلسه گذشته فرمولاسيون سموم را توضيح داديم. در اين جلسه به مبحث طبقه بندي سموم ميپردازيم.
اولين گروه از سمومي که بشر از آنها براي مبارزه با آفات استفاده کرد، سموم معدني بود که بصورت گَرد مورد استفاده قرار ميگرفتند.
* سموم
-سموممعدني
-روغنها
-هيدروكربنهايكلره
-حشرهكشها
-سمومفسفره
-كارباماتها
-كنهكشها
-حلزونكشها
-سمومگازي
-سمومهورموني
سموم معدني
- گوگردمعدني
- تركيباتآرسنيكي
-تركيبات فلوئوره
از ديگر ترکيبات معدني ميتوان به ترکيبات آرسنيکيو ترکيبات فلوئوره اشاره کرد که اين ترکيبات بطور كلي در روي گياهان ايجادگياهسوزي ميکنند، و درحال حاضر کاربرد آنها بسيار محدود ميباشد. از جمله ترکيبات معدني که هنوز هم بهصورت کم و بيش و در رابطه با برخي از آفات و عوامل بيماريزا کاربرد دارد گوگرد استکه براي مبارزه با قارچها استفاده ميشود. ولي گوگرد، بر روي حشرات مفيد، مخصوصاًبر روي کنههاي شکارگر اثرات مخربي دارد و لذا کاربرد بسيار محدوديدارد.
گوگردمعدني
تركيباتآرسنيكي
-گِلگوگرد
- محلول در آب(آرسنيك سفيد، ارسنيات سديم، ارسنيت سديم)
-گوگردآسيابي
- غيرمحلول در آب (سبز پاريس، ارسنيات كلسيم، ارسنيات سرب)
-گوگردقابل تعليق در آب
-گوگردکلوئيدي
-مخلوطپليسولفور
تركيبات فلوئوره
-فلوئوريدسيدم
-فلوئوروآلوميناتسديم
-فلوئوروسيليكاتسديم
-فلوئوروسيليكاتباريوم
روغنها
دومينگروه سموم روغنها هستند. روغنها به شکلهاي معدني، حيواني و گياهي در مبارزه باآفات کاربرد دارند، ولي بيشترين کاربرد آنهامربوط به روغنهاي نفتياست. در گذشته ترکيبات روغني که از نفت استخراج ميشدند، برايمبارزه با آفات و مخصوصاً شپشكها و کنهها مورد استفاده قرار ميگرفتند كه به شدتايجاد گياه
سوزي مي کردند. اما ترکيباتي که در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرند گياه سوزي ندارند. درجه سلفوناسيون ترکيباتي که در تابستان براي مبارزه مورد استفاده قرار مي گيرد.بين 90 تا 98 درصد و براي ترکيباتي که در زمستان مورد استفاده قرار مي گيرد بين ۷۰ تا 90 درصد مي گيرد.
درجهسولفوناسيون مقدار درصد هيدروكربنهاي اشباع نشده، خارج شده از روغن (در مراحلتصفيه) ميباشد. به اين معني كه اگر روغني داراي درجه سولفوناسيون 98 درصد مي باشد.حدود 98 در صد از هيدرو کربن هاي اشباع نشده آن در طي مراحل تصفيه از روغن خارج شدهاند.
هيدروکربنهاي کلره
گروه ديگري از سموم هيدروکربنهاي کلره هستند و ازاولين سموم آلي مصنوعي هستند که توسط بشر براي مبارزه با آفات ساخته شدهاند.عليرغم خدمات بسيار ارزندهاي که در طي جنگ جهاني به انسان کردهاند، بعد از مشخصشدن پايداري بسيار شديد آنها درطبيعت، بسيار محدود شدند. اين سموم بصورت انتخابي عمل نميكنند و همهياجزاء طبيعت، اعم از انسان و ساير گروههاي جانوري را تحت تاثير قرار ميدهند.بعلاوه در بافتهاي چربي نيز تجمع پيدا ميكنند. تركيبات كلره نيز به چند دستهتقسيمبندي ميشوند كه عبارتند از:
1–ددت و آنالوگهاي آن (دِدِت متوکسي کلر)
۲– هگزا آلکروسيلکوهگزان ياگامکسان (ليندين)
۳– سيکلودينها (آلدرين، ديآلدرين،هپتاکر ، کلردان و آندوسولفان)
۴– پلي کلروترپن ( توکسافن و استروبان)
ددت - از جمله سمومي که براي مبارزه با آفات ساختهشده است ولي بعد از آن، آنالوگهاي مختلفي از اين سم در مبارزه با آفات مورداستفاده قرار گرفتند.
گامكسان - يکي از سموم اين گروه به نام ليندينبراي مبارزه با آفات ريشه خوار مثل سوسکهاي ريشه خوار خانواده(Scabaeidae) مورد استفاده قرارميگيرد.
پلي كلروترپن – از جمله اين حشرهکشها توکسافناست که در گذشته کاربرد بسيار زيادي در مبارزه با آفات پنبه داشته ولي در حال حاضرسموم بهتري جايگزين آن شده است.
حشرهكشها
گروه ديگر از حشرهکشها، حشرهکشهاي گياهيهستند. گياهان از حدود ۴۰۰ ميليون سال قبل بر روي کره زمين زندگي ميکردند و برايمقابله با آفات، ترکيبات مختلفي در آنها تکامل پيدا کرده است. برخي گياهان خواص ضدتغذيه دارند و برخي در مواردي منجر به مرگ حشرات ميشوند.استفاده از حشرهکشهاي گياهي در حال حاضر بسيار محدود شده است. عليرغم اينکه دربرخي از کشورهاي آفريقايي در حال حاضر هم تعدادي از گياهان را براي استحصال سم،کِشت ميکنند.
از مهمترين حشرهکشهاي گياهيعبارتند از:
الف) نيکوتين؛ که از ترکيبياز بعضي گياهانمانند(Nicotina rustica) و (Nicotina tubacum)استخراج ميشود و بر عليه شتهها وساير حشرات مکنده مثل زنجرکها، بسيار موثر است.
ب) روتنون؛ که از گياهاني مانند (Derriselliptica) استخراج ميگردد و بر روي حشرات مکنده فوقالعاده موثر است. اين سم رويماهيها هم تاثير ميگذارد.
ج) ريانودين؛
د) پيرترين؛ (Pyrethrins) که سابقهي کار با آنها بسيار قديمي است و اولين بار در ايرانو توسط ايرانيها استفاده شده است، و از گياهان كريزانتِموم (Chrysantemum)استخراج ميشود.
امروز ترکيبات متعددي بر اساس (Pyrethrins) ساختهشده است و بر عليه بسياري از حشرات بکار گرفته ميشوند مانند آلترين، دلتامترين،سپترامترين و تعداد ديگر که سموم تماسي و گوارشي هستند و اثر ضربهاي بسيار شديديدارند.
سموم فسفره
گروه ديگر از سموم، سموم فسفره هستند که بسيارمتنوع و داراي گروههاي متعددي ميباشند و در مقايسه با سموم کلره داراي مزايا ومعايبي ميباشند. سموم فسفره عبارتند از:
-مشتقاتاسيد فسفريک (تترااتيل پيروفسفات، هپتنوفوس، ديکرووس،فسفاميدون،ديکروتوفوس و مونوکروتوفوس وغيره)؛
-مشتقاتاسيد فسفر و تيوبيک (پاراتيون، متيل پاراتيون، اكسي دي متون متيل، فنيتروتيون،فنتيون، ديازينون، فوکسيم، پيريمفوس متيل، پروپتامفوس، تريازوفوس)؛
-مشتقاتاسيد فسفر و دي تيوئيک (مالاتيون، آزينفوس متيل، فوزالون، اتيون،فوسمت،متيرا تيون، فنتوات، فوريت، تيومتون،ديمتوات، فورموتيون)؛
-مشتقاتاسيد فسفريک (نظير تري کلروفن)؛
-مشتقاتفسفر و آميدات (متاميدوفوس، آسفات).
مزاياي سموم فسفره
1-دارايتاثير سريع هستند؛
2-درطبيعت دوام زيادي ندارند؛
3-اثر كنهكشي وحشرهكشي آنها از تركيبات كلره شديدتراست؛
4-دربافت چربي و زنجيرههاي زيستي تجمع پيدانميكنند؛
5-ميزان مصرف آنهادر واحد سطح نسبت به تركيبات كلره كمتر است.
معايب سموم فسفره
1-بروزمقاومت در آفات بويژه آفات چند نسلي؛
2-سميتشديد براي انسان و جانوران خونگرم؛
3-طيفتاثير وسيع آنها باعث ظهور آفات ثانوي ميشود.
جلسه بيست و پنجم
طبقه بندي سموم
مقدمه:
در اين جلسه ادامه درس طبقهبندي سموم را پي ميگيريم.
كارباماتها
ترکيبات کاربامات گروه ديگري از سموم هستند که نخستين آنها سمي بنام (Physostigmine) است که از گياهي با نام (Physostigma venenosum) که محل رويش آن در آفريقاي جنوبي ميباشد استخراج ميشود.
ترکيبات کاربامات سمومي هستند که هسته مرکزي آنها اسيد کارباميک (COONH2) است و شامل دو گروه اصلي ميباشند.
تركيبات كاربامات
1- دي متيل کارباماتها (پيرولان، ايزولان، دي متيلان، پريميکارب). براي مبارزه با مگسها مورد استفاده قرار ميگيرند اما امروزه کاربرد آنها محدودتر شده است؛
2- متيل کارباماتها که داراي استفاده وسيعي هستند و به چندين گروه تقسيم ميشوند:
الف) نفتيل کارباماتها (كاربايل)
مهمترين تركيب اين گروه كاربايل است كه عليه حشرات، نرمتنان و كنههاي دامي موثر است؛
ب) متيل کارباماتهاي هتروسيکليك (كاربوفوران، بنديوكارب)
يکي از مهمترين ترکيبات اين گروه کاربوفوران است که داراي خاصيت سيستميک بوده و عليه آفات خاکزي، برگخوار و ساقهخوار و نماتدها موثر است. کاربوفوران سمي بسيار قوي است که به دليل اثر فوقالعاده قوي بصورت گرانول ساخته ميشود و در داخل خاک براي مبارزه با آفات مورد استفاده قرار ميگيرد. اين سم سيستميک بوده و از طريق ريشه گياهان جذب مي شود و حشراتي را که در روي گياهان جمع ميشوند را از بين ميبرد
ج) فنيل کارباماتها (مگزاكاربات، پروپوکسور، ميتو کارب)
پروپوکسور سمي با دو نوع فرمولاسيون ميباشد که يک نوع آن براي مبارزه با حشرات خانگي (به صورت حشرهكش) و نوع ديگر براي شتهها و كنهها در گلخانهها و مزارع استفاده ميشود؛
ميتوکارب داراي طيف وسيعي بوده و عليه گروههاي مختلفي از حشرات، كنهها و نرمتنان و حتي سخت بالپوشان، دوبالان، پروانهها مورد استفاده قرار ميگيرد؛
د) اُگزايمها (آلديکارب، متوميل و تيوديکارب)
همه جزء سموم سيستميک هستند و عليه طيف وسيعي از آفات در مزارع و گلخانهها استفاده ميشوند.
كنهكشها
گروه ديگري از آفتکشها، کنه کشها هستند که طيف وسيعي از سموم را شامل ميشوند. کنهها مخصوصاً کنههاي خانواده (Tetranychidae) از جمله آفات بسيار مهم گياهان زينتي و محصولات گلخانهاي به شمار ميآيند. براي مبارزه با اين آفات، تعدادي از سموم فسفره، کلره و کاربامات مورد استفاده قرار ميگيرند و در عين حال تعدادي کنهکش اختصاصي نيز وجود دارند.
كنهكشها
- سموم گوگردي؛
- گوگرد معدني؛
- سموم گوگرد آلي؛
-سولفونها (تتراديفون)؛
- سولفوناتها (فنزون، كلرفنزون)؛
- سولفيتها (پروپارژيت)؛
- سولفيدها (تتراسول، كلرفن سولفيد).
سموم گوگرد آلي داراي ساختمان شيميايي شبيه به ساختمان شيميايي (D.D.T) هستند اما با اين تفاوت که به جاي اتم کلر مرکزي، اتم گوگرد قرار گرفته است. اين ترکيبات، همه مراحل مختلف سني کنهها، از جمله تخم آنها را از بين ميبرند.
گروه ديگر از کنهکشها، آنالوگهاي د .د .ت هستند- کلروفنتول - ديکلوفول - کلروپروپيلات - کلروبنزيلات - بروموبروپيلات .
نيتروفنولها گروه ديگر از کنهکشها هستند.
- دينوبوتون، بيناپاکريل؛
- اين ترکيبات علاوه بر خاصيت کنهکشي، خاصيت قارچ کشي نيز دارند.
آخرين گروه کنهکشها اُرگانوتينها هستند.
- سي هگزاتين، آزوسيکلوتين، فن بوتاتين اكسايد؛
- در ساختمان شيميايي آنها اتم قلع (Sn) وجود دارد؛
- همه مراحل متحرك كنهها را از بين ميبرند؛
- بعضي از آنها علاوه بر خاصيت کنهکشي، خاصيت دور کنندگي و ضد تغذيهاي نيز دارند.
حلزونكشها
گروه ديگر از آفتکشها حلزونکشها هستند، حلزونها گاهي اوقات و تحت شرايط خاصي با عنوان آفات نسبتاً مهم محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي در ميآيند.
براي مبارزه با حلزونها سمومي که مورد استفاده قرار ميگيرند محدود هستند.
- مهمترين تركيب مورد استفاده در مبارزه با نرمتنان متالدئيد است؛
- بعضي از حشرهكشها نظير كاربايل، ميتوكارب و مگزاكاربات خاصيت نرمتنكشي نيز دارند.
متالدئيد سمي تماسي و گوارشي است و همانند ساير سموم بصورت محلولپاش مورد استفاده قرار ميگيرد. براي توليد يك طعمهي مسموم براي حشرات، سبوس را با گرد متالدئيد مخلوط ميکنيم و بتدريج مقداري آب به آن اضافه ميکنيم، البته نبايد آب به مقداري باشد که سبوس خمير گردد. بعد از اضافه کردن آب طعمه را بصورت يکنواخت يا بصورت کپه در محيطهايي که با نرمتنان مبارزه ميکنيم قرار ميدهيم.
سموم گازي
گروه ديگري از سموم، سموم گازي هستند. تعدادي از سموم وقتي در شرايط مناسب محيطي قرار ميگيرند تبديل به گاز شده و از راه تنفس انواع حشرات و موجودات را از بين ميبرند.
سموم گازي
- کلروپيکرين، اتيلن دي برومايد، متيل برومايد، اتيلن اكسايد و فسفين؛
- سموم گازي عموماً بر روي همه مراحل رشد حشرات و ساير بندپايان موثر هستند؛
- از سموم گازي براي ضدعفوني خاك و از بين بردن آفات محصولات انباري استفاده ميشود.
سموم گازي براي انسان فوقالعاده خطرناک هستند عليالخصوص سم متيل برومايد که باعث بيهوشي و حتي مرگ ميشود، به همين خاطر در کاربرد اين سم حتماً از افراد متخصص استفاده شود.
جلسه بيست و ششم
کنترل بيولوژيک آفات
مقدمه:
موضوع اين درس کنترل بيولوژيک آفات فعال بر روي گياهان زينتي است
* کنترل بيولوژيک
- طبيعي؛
- كاربردي.
کنترل بيولوژيک پديدهاي طبيعي است که هدف آن تنظيم جمعيت موجودات ميباشد. کنترل بيولوژيک ممکن است به صورت طبيعي يا با دخالت انسان اتفاق بيافتد، که به اين نوع کنترل، کنترل بيولوژيک کاربردي اطلاق ميشود.
کنترل بيولوژيک يا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلي است:
1– انواع موجودات آفت هدف؛
2– انواع دشمنان طبيعي؛
3– روشهاي بکارگيري دشمنان طبيعي
1- انواع موجودات آفت هدف
الف) بطور كلي حشرات مهمترين گروه از موجوداتي هستند که در برنامههاي کنترل بيولوژيک به عنوان هدف مطرح بودهاند. آفات (حشرات) به دليل ازدياد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جديد موجبات ورود حشرات شكارگر از مناطق ديگر را براي کنترلشان ايجاد كردهاند.
اما مهمترين راستهاي که تعدادي از گونههاي آن تحت کنترل بيولوژيك قرار گرفتهاند راسته (Hemiptera) ميباشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (Homoptera) در بر گيرنده شتهها، شپشکها، سفيدبالکها و پسيلها ميباشند. همين حشرات هستند که در روي گياهان زينتي جزء مهمترين آفات محسوب ميشوند لذا امکان کنترل بيولوژيک آفات گياهان زينتي بسيار زياد است.
چرا بيشترين برنامه کنترل بيولوژيک برعليه حشرات راسته (Homoptera) صورت مي گيرد؟
بدليل اينکه تعداد زيادي از گونههاي راسته (Homoptera) به همراه گياهان زينتي و محصولات کشاورزي از منطقه پراکنش بومي خود وارد منطقه جديدي شدند كه فاقد دشمنان طبيعي بودند. لذا براي مبارزه با اين آفات، دشمنان طبيعي اين حشرات نيز از منطقه پراکنش آنها به منطقه جديد وارد شدند تا تحت کنترل در آيند. در ضمن بسياري از حشرات اين راسته مانند شپشکها غير متمرکز بوده بنابراين امکان کنترل بيولوژيک آنها فراهم است.
ب) گروه ديگري از حشرات مورد نظر در برنامههاي کنترل بيولوژيک کنهها هستند. مخصوصاً سه خانواده (Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهمترين کنههاي گياهخوار هستند که بر عليه آنها کنترل بيولوژيک انجام شده است.
ج) دسته ديگر اين حشرات، حلزونها و رابها هستند که به آنها ليسَک نيز گفته ميشود. براي کنترل بيولوژيك حلزونها و رابها کوششهايي انجام شده است ولي نتيجه بخش نبوده است.
د) گروه ديگري از موجودات مورد بحث، علفهاي هرز هستند، بطور کلي ۱۱۶ گونه از علفهاي هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامههاي کنترل بيولوژيک تاکنون مطرح بودهاند که ۵۰ درصد آنها متعلق به سه خانواده Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.
ذ) علاوه بر اينها، بيماريهاي گياهي و مهرهداران هم ميتوانند از اهداف برنامههاي کنترل بيولوژيک باشند، حتي انسان ميتواند در برنامههاي کنترل بيولوژيک به عنوان يک هدف قلمداد شود.
2- انواع دشمنان طبيعي
مبحث دوم انواع موجوداتي هستند که براي کنترل بيولوژيک آفاتي که ذکر کرديم مورد استفاده قرار ميگيرند.
الف) حشرات پارازيتوئيد از عموميترين دشمنان طبيعي آفات به شمار ميآيند که در برنامههاي کنترل بيولوژيک به روشهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرند. برنامههاي کنترل بيولوژيک در مورد حشرات پارازيتوئيد بيشتر دربارهي دو راسته (Hymenoptera) يا بالغشائيان و زنبورها يا (Diptera) ميباشد.
در راسته (Hymenoptera)، زنبورهاي بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) داراي اهميت بيشتري هستند.
در خانواده (Braconidae)، تمام گونههاي زير خانوادهي (Aphidiinae) بدون استثنا پارازيتوئيد، شپشکها هستند و در برنامههاي کنترل بيولوژيک آفات گلخانهاي مورد استفاده قرار ميگيرند.
از خانواده زنبورها، بالا خانواده (Chalcidoidea) از اهميت فوقالعادهاي برخوردارند. در اين بالا خانواده، خانوادههاي (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهمترين دشمنان طبيعي آفات گياهان زينتي هستند.
گروه ديگري از پارازيتوئيدها، متعلق به راسته (Diptera) يا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوقالعاده حائز اهميت هستند.
ب) گروه ديگر از دشمنان طبيعي، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونههاي گياهخوار تغذيه ميکنند. مهمترين شکارگرها در راسته (Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) كه به آنها كفشدوزكها اطلاق ميشود و تعدادي ديگر از خانوادهها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بالتوريها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بالتوري (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانوادههاي(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهميت ويژهاي برخوردارند.
ج) گروه ديگر از عوامل بيماريزا، بندپايان هستند. مهمترين عوامل بيماريزاي بندپايان مربوط به ويروسها، نماتدها، تک سلوليها، قارچها و باکتريها هستند.
در بين باکتريها، باکتريهاي گونه(Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتريهايي هستند که براي کنترل گروههاي مختلفي از حشرات مورد استفاده قرار ميگيرند.
در گروه ويروسها، شانزده خانواده از ويروسها با حشرات ارتباط دارند ولي خانواده (Baculoviridae)
داراي اهميت بيشتري است و براي کنترل حشرات مورد استفاده قرار ميگيرد.
اما دليل اينکه ويروسها مانند باکتريها براحتي توليد نميشوند چيست؟
ويروسها براي توليد مثل نياز به جسم موجود زنده دارند، يعني آنها در داخل موجود زنده تکثير پيدا ميکنند در حاليکه باکتريها براحتي بر روي مخمرها تکثير ميشوند. به همين دليل استفاده از باکتريها در کنترل بيولوژيک حشرات توسعه يافته و کاربرد بيشتري دارد.
د) گروه ديگر از دشمنان طبيعي قارچها هستند بخصوص قارچهاي خانواده (Entomophthoraceae) و زير گروههاي (Zygomycotina) و (Deutromycotina)که براي کنترل حشرات و گياهان زينتي مخصوصاً گونهاي به نام (Verticillium lecanii) مورد استفاده قرار ميگيرد.
ذ) دسته ديگر از عوامل کنترل حشرات، تک سلوليها هستند، شاخههاي (Apicomplexa) و (Microspora) از مهمترين تک سلوليها هستند که بر روي حشرات ايجاد بيماري ميکنند. مخصوصاً تک سلوليهاي جنس (Nosema) از اهميت بيشتري برخوردارند. تعدادي از گونههاي اين جنس بصورت تجارتي توليد شدهاند و براي کنترل ملخها و آبدزدکها مورد استفاده قرار گرفتهاند.
ر) گروه ديگر از حشرات مورد استفاده در کنترل بيولوژيک، حشراتي هستند که از علفهاي هرز تغذيه ميکنند. در اين بين خانوادههاي (Chrysomelidae) و (Curcurlionidae)از راسته (Coleoptera) و (Pyralidae) از راسته (Lepidoptera)از اهميت زيادي برخوردارند.
جلسه بيست و هفتم
کنترل بيولوژيک شپشکها
مقدمه:
در اين جلسه به ادامه درس قبل در رابطه با کنترل بيولوژيک گروههاي مختلف آفات گياهان زينتي و گلخانهاي ميپردازيم.
کنترل بيولوژيک شپشکهاي نرم تن
شپشکهاي نرم تن متعلق به خانواده(Coccidae) ميباشند. تعدادي از مهمترين گونههاي اين خانواده که در روي محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي ايجاد خسارت مي کنند عبارتند از :
۱ - hesperidum Coccus
۲ – Saissetia oleae
۳ - Saissetia coffeae
مهمترين پارازيتوئيدهاي شپشکهاي نرم تن متعلق به خانواده(Aphelinidae) و(Encyrtidae) هستند.
از خانواده (Encyrtidae) مهمترين گونه متعلق به جنس (Metaphycus) و (Encyrtus) هستند. جنس helvolus) (Metaphycus در کشور ايران وجود دارد و به عنوان يکي از عوامل کنترل بيولوژيک تکثير و در گلخانهها و در روي گياهان زينتي رهاسازي ميشود كه ميتواند شپشکهاي نرم تن را تحت کنترل در بياورد.
گونه ديگري که در کنترل بيولوژيک مورد استفاده هستند زنبورهايي به طول ۲ ميليمتر ميباشند که مراحل مختلف پورگي شپشکهاي نرم تن را پارازيته ميکنند. در اين گونه، حشرات ماده زرد رنگ و حشرات نر تا حدودي تيره تر هستند.
هر حشره ماده در طول روز ۵ شپشک ماده را پارازيته ميکند و چندين برابر اين تعداد را از طريق تغذيه از بين ميبرد. در حقيقت زنبورها هم شکارگر هستند و هم پارازيتوئيد.
رشد کامل حشرات در ۳۰ درجه سانتيگراد حدود 11 روز و 18 درجه سانتيگراد حدود 33 روز به طول ميانجامد.
از خانواده (Encyrtus) به گونهاي بنام (Encyrtus lecaniorum) وجود دارد که نوعي زنبور پارازيتوئيد است و براي کنترل شپشکهاي نرم تن در گلخانهها رهاسازي ميشود. در خانواده (Aphelinidae) مهمترين شپشکهاي نرم تن پارازيتوئيد متعلق به گونه (Coccophogus) هستند. از اين گونه(Coccophagus lycimnia) گونهاي است که در ايران نيز وجود دارد. اين گونه تقريباً در تمام نقاط دنيا پراکنده ميباشد، و براي کنترل بيولوژيک بعضي شپشکهاي نرم تن مورد استفاده قرار ميگيرد.
آيا هر يک از اين زنبورهاي ذکر شده بر عليه نوع خاصي از شپشکها کاربرد دارد؟
خير، از آنجا كه هيچکدام از اين زنبورها مونوفاژ (Monophage) نيستند، و صرفاً از گونهاي خاص از شپشکها تغذيه ميکنند در محيطهاي گلخانهاي كه تعداد آفات مشخص است تمرکز پيدا ميکنند.
گروه ديگر از شپشکهايي که بر روي گياهان زينتي و گلخانهاي فعال هستند، شپشکهاي آردآلود ميباشند. اين گروه متعلق به خانواده (Pseudococcidae) هستند. تعدادي از مهمترين شپشکهاي اين خانواده بر روي گياهان زينتي عبارتند از :
۱ – Pseudococcus citri
۲ – adonidum Pseudococcus
۳ – Pseudococcus obscorus
مهمترين دشمنان طبيعي اين شپشکها، کفشدوزکهاي خانواده (Coccinellidae) مخصوصاً گونهاي بنام (Cryptolaemus montrouzieri) است که اين گونه درايران بصورت تجارتي توليد ميشود و براي کنترل شپشکهاي نرم تن، بخصوص در شمال کشور کاربرد دارد. طول اين کفشدوزک در حدود چهار تا پنج ميلي متر استو بدني قهوهاي و سري نارنجي رنگ دارد. اين حشرات بعد از پنج روز از آغاز جفتگيري، شروع به تخمگذاري ميکنند. کفشدوزکهاي ماده تخم خود را در داخل جوانه هاي گياهان مخصوصا در داخل توده هاي تخم شپشک هاي آرد آلود قرار مي دهند و در مدت عمر خود قادر هستند حدود ۵۰۰ تخم شپشک هاي آرد آلود را مورد تغذيه قرار بدهند. لارو و حشرات کامل کفشدوزکها از مراحل مختلف شپشک هاي آرد آلود تغذيه مي کنند. اما حشرات کامل براي تغذيه ترجيحا از تخم و لاروهاي سنين اوليه و لاروهايي که به رشد کامل رسيده اند و همچنين مراحل مختلف رشدي شپشک هاي آرد آلود تغذيه مي کنند.
کفشدوزکهاي (Cryptolaemus montrouzieri) گونهاي پليفاژ(Polyphage) هستند، علاوه بر شپشکهاي آردآلود از شپشکهاي نرم تن (Coccidae) نيز تغذيه ميکنند.
در دماي ۲۱ درجه سانتيگراد هر لارو اين حشرات حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ پوره سني 3-2 شپشکهاي آردآلود را مورد تغذيه قرار ميدهند تا به رشد کامل برسند.
درجه حرارت تاثير فوقالعاده زيادي بر سيکل زندگي و دوره رشدي اين کفشدوزکها دارد. به عنوان مثال در ۳۰ درجه سانتيگراد، مدت زمان لازم براي رشد کامل اين حشرات حدود ۲۵ روز ميباشد اما در 18 درجه سانتيگراد اين مدت به ۷۲ روز افزايش مييابد.
حداکثر کارآيي اين کفشدوزکها در چه شرايطي ميباشد؟ در دماي بالاي ۳۲ درجه سانتيگراد و زير ۱۶ درجه سانتيگراد اين حشرات فاقد توانايي توليد مثل (غيرفعال) هستند. بهترين دما براي فعاليت اين کفشدوزکها ۲۸ درجه سانتيگراد ميباشد.
گروه ديگر از دشمنان طبيعي شپشکهاي آردآلود زنبورهاي پارازيتوئيد، مخصوصاًً خانواده (Encyrtidae) ميباشند.
گونهاي از اين خانواده زنبورهايي با نام (Leptomastix dactylopii) هستند که طول بدن آنها 2 ميليمتر است و تخمشان را در داخل بدن پورههاي سنين مختلف شپشکها قرار ميدهند. اين زنبورها در واقع يک پارازيتوئيد داخلي يا(Endoparasitoid) هستند. تخم اين حشرات پس از قرار گرفتن در داخل بدن شپشکهاي آردآلود تفريغ ميشوند و لارو آنها محتويات بدن شپشک آردآلود را مورد تغذيه قرار ميدهد و نهايتا ًً در داخل بدن شپشک تبديل به شفيره ميگردند. شفيره اين حشرات پس از مدتي تبديل به حشره کامل گشته و حشره کامل از طريق سوراخي که در پوسته شپشک آردآلود ايجاد ميکند از آن خارج ميگردد.
زنبور ديگري که براي کنترل بيولوژيک شپشکها مورد استفاده قرار ميگيرد، زنبوري بنام (Anagyrus pseudcocci) از خانواده (Leptomastix dactylopii) است. طول دورهي زندگي اين زنبور كوتاه است.
زنبورهاي ماده اين گونه به رنگ قهوهاي و شاخک آنها سفيد است. اين زنبورها به طور انبوه تکثير ميشوند و در محيطهاي گلخانهاي رهاسازي ميشوند و بخوبي ميتوانند آفات را تحت کنترل درآورند.
کنترل بيولوژيک آفات در گلخانه، نسبت به کنترل بيولوژيك آنها در محيطهاي طبيعي کاملاًً قابل دسترسي ميباشد. بنابراين استفاده از سموم در محيطهاي گلخانهاي و بر روي گياهان زينتي لازم نيست، بلکه با استفاده از دشمنان طبيعي در محيطهاي گلخانهاي مبارزه با آفات انجام ميگيرد.
جلسه بيست و هشتم
كنترل بيولوژيك شته ها
مقدمه:
در جلسه گذشته در مورد كنترل بيولوژيك شپشكهاي نرمتن و شپشكهاي آردآلود مطالبي بيان شد. در اين جلسه به گروه ديگري از آفات مهم محصولات گلخانهاي كه در واقع شتهها هستند ميپردازيم.
* شتهها
شتهها متعلق به خانواده آفيديده (Aphididae) هستند و تعدادي از آنها از مهمترين آفات محصولات گلخانهاي محسوب ميشوند. مهمترين دشمنان طبيعي شتهها زنبورهاي پارازيتوئيد خانواده آفي ديئيده(Aphidiidae) هستند كه در برخي از منابع بعنوان زير خانوادهها آفيدئينه (Aphidiinae) از خانواده براكونيده (Braconidae) ذكر ميشود. در اين خانوادهها تعدادي از گونهها از جنسهاي مختلف مانند زنبورهاي جنس پروان(Proan) ، لايزيفلبوس(Lysiphlebus) ، افدروس (Ephedrus) و ترياكسيس (Trioxys) وجود دارند كه صرفاً پارازيتوئيد گونههاي مختلف شتهها هستند.
بطور كلي زنبورهاي پارازيتوئيد خانواده آفيديده به طول حدود 2 تا 3 ميليمتر و عموماً به رنگ سياه هستند. اين زنبورها بعد از جفت گيري تخمشان را در داخل بدن شتهها قرار ميدهند و بصورت ايندو پارازيتوئيد يا پارازيتوئيد داخلي لاروهايشان در داخل بدن شتهها رشد و نمو ميكنند تا اينكه به مرحله حشره كامل برسند. بعد از رشد و نمو كامل لارو در داخل بدن شته و تبديل به شفيره، بدن شته بصورت موميايي و به رنگ زرد تا قهوهاي بنظر ميرسد. درحاليكه بدن شتههاي ديگر پارازيته شده توسط برخي از زنبورهاي پارازيتوئيد به رنگ سياه درميآيد. همچنين زنبور كامل همانند زنبورهاي پارازيتوئيد شپشكها بعد از رشد و نمو كامل لارو با ايجاد يك سوراخ در پوست بدن شته، از آن خارج ميشود. بطور كلي در شرايط معمولي و دماي حدود 25 تا 30 درجه سانتيگراد، مرحله زندگي اين زنبورها حدود 15 تا 20 روز به طول ميانجامد.
خانواده آفلينيده (Aphelinidae) از ديگر زنبورهاي پارازيتوئيد شتهها هستند كه از نظر اندازه كوچكتر از زنبورهاي خانواده آفيدئيده هستند و طول بدنشان عموماً حدود يك ميليمتر است. در اين خانواده گونههاي آفلينوس (Aphelinus) و آفلينوس آسيكيس (Aphelinus asychis) از پارازيتوئيدهاي شتهها محسوب ميشوند و از نظر بيولوژيك بسيار شبيه به زنبورهاي خانواده آفيدئيده ميباشند. با اين تفاوت كه بعضي از گونههاي زنبورهاي خانواده آفيلينيده (Aphelinidae) اِكتوپارازيتوئيد هستند يعني تخمشان را روي بدن شتهها قرار ميدهند تا لاروشان بصورت خارجي از بدن شتهها تغذيه كنند.
گروه ديگري از دشمنان طبيعي شتهها، شكارگرها هستند. در بين آنها پشهاي از خانواده سسيدوميئيده (Cecidomyiidae) به نام آفيدولتسآفيدوميزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهمترين شكارگرهاي شتهها است كه در شرايط گلخانهاي برروي گياهان زينتي بعنوان عامل كنترل بيولوژيك تكثير و رهاسازي ميشود. طول بدن اين پشه حدود 2 ميليمتر است و در جنس ماده شاخكها كوتاه است. نرها داراي شاخكهاي بلند و نخي بوده و پاهاي نسبتاً بلند و بدن بسيار ظريفي دارند. طول عمر حشرات كامل حدود يك هفته است. حشرات كامل عموماً از عَسَلكي كه از شتهها ترشح ميشود كه در واقع شيره گياهي تغذيه ميكنند و تخمهايشان را روي برگ گياهان در داخل جمعيت شتهها قرار ميدهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذيه از مراحل مختلف شتهها ميكنند.
گروه ديگري از دشمنان طبيعي شتهها، شكارگرها هستند. در بين آنها پشهاي از خانواده سسيدوميئيده (Cecidomyiidae) به نام آفيدولتسآفيدوميزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهمترين شكارگرهاي شتهها است كه در شرايط گلخانهاي برروي گياهان زينتي بعنوان عامل كنترل بيولوژيك تكثير و رهاسازي ميشود. طول بدن اين پشه حدود 2 ميليمتر است و در جنس ماده شاخكها كوتاه است. نرها داراي شاخكهاي بلند و نخي بوده و پاهاي نسبتاً بلند و بدن بسيار ظريفي دارند. طول عمر حشرات كامل حدود يك هفته است. حشرات كامل عموماً از عَسَلكي كه از شتهها ترشح ميشود كه در واقع شيره گياهي تغذيه ميكنند و تخمهايشان را روي برگ گياهان در داخل جمعيت شتهها قرار ميدهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذيه از مراحل مختلف شتهها ميكنند.
طول بدن لارو سن اول در حدود 3/0 ميليمتر و لاروهاي كامل حدود دو تا سه ميليمتر هستند. لاروهاي اوليه از پوره سنين اول شتهها و لاروهاي كامل از كليه مراحل مختلف شتهها تغذيه ميكنند. مرحله جنيني آنها حدود 2 تا 3 روز طول ميكشد و بطور كلي اين پشهها حدود 60 گونه از شتهها را مورد تغذيه قرار ميدهند، به عبارت ديگر پليفاژ(Polyphage)هستند.
از ديگر شكارگرها كه براي كنترل شتهها مورد استفاده قرار ميگيرند بالتوريهاي خانواده كرايزوپيده (Chrysopidae) مخصوصاً گونهاي بنام كرايزوپرلاكارنئا(Chrysoperla carnea) است. اين گونه تخمهايش را كه داراي ساقهاي بوده، در زير يا روي سطح برگ گياهان قرار ميدهد و بعد از آنكه لاروها خارج شدند با قطعات دهاني مكنده خودشان به تغذيه از شتهها ميپردازند. (بر خلاف كفشدوزكها كه تمام بدن شته را مورد تغذيه قرار ميدهند اين بالتوريها با قطعات دهاني مكنده خودشان محتويات بدن شتهها را مورد تغذيه قرار ميدهند و پوست يا جسد آنها را استفاده نميكنند.)
سپس در زير برگ گياهان در داخل يك پيله ابريشمي تبديل به شفيره ميشوند كه بعد از سپري شدن مرحله شفيرگي كه ممكن است حدود يك تا دو هفته طول بكشد حشرات كامل ظاهر ميشوند.
از ديگر دشمنان طبيعي شتهها، سنهاي خانواده آنتوكوريده (Anthocoridae)هستند. سنها از راسته هميپترا مخصوصاً گونههايي از جنس اوريوس (Orius) مانند اوريوس اينديسيوس(Orius indisiosus) از شتهها در گلخانهها و روي گياهان زينتي تغذيه ميكنند.
اين سنها هم مانند بالتوريها داراي قطعات دهاني زننده مكنده هستند و خرطوم و استايلِتهاي مربوط به آروارههاي بالا و پايين خود را داخل بدن شتهها فرو ميكنند و محتويات و مايع بدن شتهها را مورد تغذيه قرار ميدهند.
از ديگر دشمنان طبيعي شتهها كه احتمالاً اكثر مردم آنها را در طبيعت مشاهده كردهاند كفشدوزكها هستند. گونههايي از كفشدوزكها مانند كفشدوزك هفت نقطهاي ككسينلا سپتمپونكتاتا (Coccinella septempunctata) و هيپوداميا وريهگاتا (Hyppodamia variegata) هم در مرحله لاروي و هم در مرحله حشره كامل از شتهها تغذيه ميكنند و از عوامل مهم كنترل بيولوژيك شتهها هستند.
عموماً كفشدوزكها طيف وسيعي از شتهها را مورد تغذيه قرارميدهند و از يك گونه خاص از شتهها تغذيه نميكنند. اگر در محيط گلخانهاي فقط 2يا 3 نوع كفشدوزك رها شود تمام شتهها را از بين ميبرند. بطوريكه كفشدوزك 7نقطهاي حدود 50 نوع شته را تغذيه ميكند يا به عبارت ديگر پليفاژاست.
گروه ديگري از دشمنان طبيعي شتهها، قارچها هستند. قارچورتيسيليوم ليكاني(Verticilium lecanii) به عنوان يكي از عوامل مهم كنترلبيولوژيك شتهها بصورت تجارتي تكثير ميشود و مورد استفاده قرار ميگيرد. اسپورهاياين قارچ در محيطهاي گلخانهاي ميباشند و بعد از اينكه اسپورها در محيط مرطوبجوانه ميزنند مسيليومهايشان وارد بدن شتهها شده كه باعث از بين رفتن آنهاميشود.
جلسه بيست و نهم
كنترل بيولوژيك سفيد با لكها و كنهها
مقدمه:
در جلسه گذشته در مورد كنترل بيولوژيك تعداد زيادي از آفات گياهان زينتي ازجمله شتهها مطالبي را بيان كرديم. در اين جلسه پيرامون گروه ديگري از آفات گياهان زينتي توضيحاتي را ارائه ميدهيم.
سفيد بالكها متعلق به خانواده آليروديده (Aleyrodidae) ميباشند كه حداقل سه گونه از آنها در كشور ما از اهميت فوقالعاده زيادي برخوردارند و عبارتند از:
1. سفيد بالك گلخانه (Trialeurodes vaporariorum)
2. بِميسيا تاباسي (Bemisia tabaci)
3. بِميسيا اورجنتيفولي (Bemisia orgentifolii)
دو گونه اخير عمدتاً در شرايط مزرعهاي و صحرايي از آفات مهم گياهان بويژه پنبه هستند ولي بدليل وسيع بودن طيف ميزباني آنها در روي گياهان زينتي و محصولات گلخانهاي نيز فعاليت ميكنند. سفيد بالك گلخانه با شرايط گلخانهاي تكامل و سازش پيدا كرده و يكي از آفات مهم و كليدي محصولات گلخانهاي است.
اين آفات تخمهايشان را از طريق ساقه بسيار كوتاهي داخل بافت گياهان قرار ميدهند. بعد از اينكه تخم تفريغ شد و لاروها خارج شدند، با قطعات دهاني زننده مكنده خود شروع به تغذيه از شيره گياهي ميكنند و باعث زرد شدن و در جمعيتهاي بالا باعث ريزش و خشك شدن برگ گياهان ميشوند.
از مهمترين پارازيتوئيد آفات محصولات گلخانهاي، ميتوان به زنبورهاي خانواده آفلينيده (Aphelinidae) اشاره كرد. در اين خانواده گونههاي مختلف جنس اِنكارسيا (Encarsia) از دشمنان طبيعي و مهم اين آفات هستند. در بين گونههاي جنس اِنكارسيا گونهاي به نام انكارسيا فورمازا (Encarsia formosa)انتشار جهاني دارد و به عنوان يك فرآورده بيولوژيك و دشمن طبيعي تكثير شده، و براي كنترل سفيدبالكها در شرايط گلخانهاي رها سازي ميشود.
طول بدن اين زنبور حدود يك ميليمتر بوده و قسمت قفسه سينه آن سياه رنگ و شكمش زرد رنگ است، تخم خود را در داخل بدن پورههاي سنين مختلف (Trialeurodes) قرار ميدهد و بجز حشره كامل بقيه مراحل رشدي آن در داخل بدن ميزبان سپري ميشود. بعد از كامل شده حشره، زنبور بالغ از طريق جويدن پوسته بدن ميزبان از آن خارج ميشود.
زنبور انكارسيا فورمازا را بر روي ميزبان طبيعي يعني سفيد بالك گلخانهاي و بر روي گياه توتون بصورت انبوه تكثير كردهاند. گاهي بر روي يك برگ توتون ميتوان هزار عدد از اين زنبور را تكثير و در گلخانه رها سازي كرد، توليد نتاج نر در اين زنبور بسيار نادر و كم است.
در تعدادي از زنبورهاي پارازيتوئيد خانواده آفلينيده (Aphelinidae) مخصوصاً گونههاي جنس انكارسيا (Encarsia) مانند انكارسيا فورموزا و انكارسيا لوتهآ (Encarsia lutea) توليد نتايج نر از طريق هيپر پارازيتيسم (Hyper parasitism) يا اتو پارازيتسم (Auto parasitism) است . هيپر پارازيتيسم به پديدهاي گفته ميشود كه يك پارازيتوئيد، پارازيتوئيد ديگر را پارازيته ميكند، در اتو پارازيتيسم يك پارازيتوئيد نتاج خودش را پارازيته ميكند.
در تعدادي از زنبورهاي خانواده آفلينيده، پديده اتو پارازيتيسم ديده ميشود يعني توليد نتاج نر از طريق پارازيته كردن نتايج مادهي گونه خودش بوجود ميآيد.
در شرايط گلخانهاي طول عمر زنبورهاي ماده در دماي 18 تا 30 درجه سانتيگراد حدود 27 الي 30 روز است، بنابراين طول عمر زنبورهاي كامل بشدت تحت تأثير دما است.
تعداد تخمهايي كه هر حشره ماده ميگذارد. بين 50 تا 350 عدد متغير است وعوامل مختلفي از جمله ساختمان سطح برگ گياهان در ميزان كارآيي اين زنبورهافوقالعاده مؤثر است. اين زنبورها بر روي گياهاني كه سطح برگهايشان كركدار است ازكارآيي خوبي برخوردار نيستند. در كشورهاي اروپايي و آمريكايي اين زنبورها بهفراواني تكثير ميشوند و براي كنترل بيولوژيك مگسهاي سفيد يا سفيد بالكها مورداستفاده قرار ميگيرند. در سال 1994 در سطحي حدود چهار هزار هكتار در كشورهايآمريكايي و اروپايي از اين زنبورها براي كنترل بيولوژيك سفيد بالكها استفادهشد.
ازديگر عوامل كنترل سفيد بالكها قارچهاي ورتيسيليوم لكانئي (Verticilium lecanii)و آشرسونيا آليروديس (Aschersonia aleyrodis) هستند. بعضي از فرآوردههايقارچ ورتيسيليوم لكانئي مثل ورتالك(Vertalec)براي كنترل شتهها مورد استفاده قرار ميگيرد و فرآوردههاي ديگر آن مانندمايكوتال (Mycotal)برايكنترل سفيد بالكها بكار ميرود.
قارچ آشرسونيا آليروديس در روي حشرات كامل و تخمهاي بميسياتاباسي (Bemisia tabaci) و تريالئوروديس وپاراريوروم(Trialeurodesvaporariorum) عموماً ايجاد خسارت نميكند بلكه فقط مراحل پورگي اين آفات را موردحمله قرار ميدهد. و در محيطهايي كه تخم اين قارچ پاشيده نشده است، نميتواندگسترش پيدا كند. برخلاف قارچ ورتيسيليوم لكانئي كه ميتواند در سطح برگ گياهانگسترش يابد اين گونه نميتواند پراكنش خودش را افزايشبدهد.
ازديگر دشمنان طبيعي سفيد بالكها ميتوان به كفشدوزكها اشاره نمود كه بعضي ازگونههاي آنها براي كنترل اين آفات مورد استفاده قرار گرفتهاند . از جمله گونهاين كفشدوزكها دلفاستوس پوسيلوس(Delphastus pusilus) است كه از دشمنان طبيعي مهم اين آفات بشمار ميرود.
مبحث كنترل بيولوژيككنههاي تارتن
از كنههاي تارتن متعلق به خانوادهتترانيكيده (Tetranychidae) گونه تترانيكوس اورتيكه (Tetranychus urticae) ازمهمترين آفات محصولات گلخانهاي است كه تخمهايش را در سطح گياهان قرار ميدهد وبعد از اينكه تخمها تفريغ و پورهها خارج ميشوند با كليسرهايشان شروع به تغذيه ازشيره گياهي ميكنند و در نتيجه به گياه خسارت وارد ميكنند.
يكي از مهمترين دشمنان طبيعي اين كنههافيتوزئولوس پرسيميليس (Phytoseiulus persimilis) است كه پرداتور (Predator) ياشكارگر بوده و براي كنترل بيولوژيك كنههاي تارتن در بسياري از نقاط دنيا مورداستفاده قرار گرفته است. در سال 1960 اين كنه را از روي يك محموله گل اركيده كه ازشيلي به آلمان وارد شده بود شناسايي كردند. سپس به روشهاي تكثير انبوه آن مبادرتورزيدند و سرانجام در سال 1994 در سطحي معادل حدود هشت هزار هكتار از اين كنهپرداتور براي كنترل كنههاي تارتن استفاده كردند. اين شكارگرها را ميتوان براحتيبر روي كنه تارتن و روي لوبيا پرورش داد.![]()
![]()
![]()
اين وبلاگ توسط محسن محمديان کارشناس گياه پزشكي وعضو انجمن علمی دا نشگاه علمی و کاربردی کاشمر نوشته شده است .