آفات گياهان زينتی
جلسه سي ام
کنترل بيولوژيک مگس هاي مينور و پروانهها
مقدمه:
در جلسه گذشته در مورد کنترل بيولوژيک دو گروه از مهمترين آفات گياهان زينتي و محصولات گلخانهاي يعني شتهها و کنههاي تارتن صحبت کرديم و در اين جلسه به ادامه بحث در مورد کنترل بيولوژيک مگس هاي مينوز و پروانهها ميپردازيم.
* مگسهاي مينوز
مگسهاي مينوز از جمله آفات مهم محصولات گلخانهاي و گياهاي زينتي هستند. مگسها متعلق به خانواده آگرومايزيد (Agromyzidae) هستند.
تعدادي از مهمترين گونههاي (Agromyzidae) عبارتند از :
1)Liriomyza trifolii
2)Liriomyza sativae
3)Liriomyza bryoniae
در ايران اين گونهها جزء آفات مهم محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي هستند. اين مگس به طول حدود 2 تا 3 ميلي متر به رنگ سياه و داراي لکههاي زرد رنگ در روي بدنشان هستند. حشرات کامل با فرو كردن تخمريز خود به داخل بافت گياه از ترشحات گياهي تغذيه مي کنند. محل فرو کردن تخمريز عموماً بصورت لکههاي زرد رنگي در سطح برگ گياهان ديده ميشود.
بعد از قرار گرفتن تخم در بافت گياهي، لارو خارج شده از بافت ايجاد گالريها يا تونلهايي مارپيچ در سطح برگ گياهان ميکند. ضخامت اين گالريها با افزايش اندازه لارو افزايش پيدا ميکند.
از مهمترين دشمنان طبيعي اين آفات، زنبورهاي پارازيتوئيد هستند که بصورت پارازيتوئيد داخلي يا ايندوپارازيتوئيد و پارازيتوئيد خارجي يا اِگزوپارازيتوئيد از لاروهاي اين آفات تغذيه ميکنند.
از مهمترين پارازيتوئيدها ميتوان به گونههايي مثل اپيوس پاليدوسOpius pallidus) ) و داکنوزا سيبريکا (Dacnusa sibrica) که پارازيتوئيد داخلي هستند و گونه ديگري بنام ديگليفوس ايسئا (Diglyphus isaea) که پارازيتوئيد خارجي است اشاره کرد.
پارازيتوئيدهاي داخلي تخمشان را در داخل بدن لارو ميزبان قرار ميدهند و حشرات کامل از داخل شفيره ميزبان خارج مي شوند. بدين صورت كه مراحل رشد و نمو لارو پارازيتوئيد در داخل بدن لارو ميزبان طي ميشود و وقتي که آفت به مرحله شفيرگي رسيد ميزبان را ميکشد و از داخل شفيره ميزبان خارج ميشود.
پارازيتوئيدهاي خارجي تخمشان را در مجاورت لارو ميزبان در داخل بافت گياه قرار ميدهند. ولي قبل از تخمگذاري تخمريزشان را به داخل بدن لارو ميزبان فرو ميکنند و باعث فلج شدن او ميشوند، سپس تخمشان را در کنار بدن لارو ميزبان در داخل بافت گياه قرار ميدهند. بعد از مدت حدود 2 روز لارو خارج ميشود و چون لارو ميزبان فلج است، نميتواند از محل تخم ميزبان دور شود و لارو پارازيتوئيد بعد از خروج از تخم شروع به تغذيه از لارو آفت ميکند.
زنبورهاي واکتورايسبريکا وOpius pallidus) ) از خانواده براکونيده پارازيتوئيد خارجي هستند. اين زنبورها تخمهايشان را در داخل بدن لارو ميزبان که در داخل بافت گياهي است قرار ميدهند.
با توجه با اينکه اين لاروها در داخل برگ هستند زنبورها چطور آنها را پيدا مي کنند؟
زنبورهاي پارازيتوئيد بوسيلهي اندامهاي حسي (شاخکها و تخمريز) ميزبان را پيدا ميكنند. تعدادي از طريق تخمريز، و تعدادي از پارازيتوئيدها از طريق شاخک ميزبان را پيدا ميكنند. اين زنبورها از طريق شاخک که همانند رادار عمل ميکند در سطح برگ گياهان جستجو ميکنند و بافتي را كه داراي لارو است را مشخص كرده و سپس لارو ميزبانشان را پارازيته ميکنند.
طول عمر حشرات کامل حدود دو هفته است و حدود 90 تخم را در طي اين مدت در داخل بدن لاروهاي ميزبان قرار ميدهند.
زنبور ديگري که بعنوان دشمن طبيعي مهم اين گروه از آفات مطرح است ديگليفوس ايسئا (Diglyphus isaea) است که يك پارازيتوئيد خارجي ميباشد که تخم خودش را در مجاورت لارو ميزبان قرار ميدهد. بعد از حدود دو روز تخم تفريغ ميشود و در مدت حدود 6 روز مراحل لاروي اين زنبور کامل ميشود و دوره شفيرگي آن حدود 9 روز طول ميكشد، سپس برگ گياه را سوراخ كرده و از آن خارج ميشود.
بطور کلي در سالهاي اخير توجه زيادي به کنترل بيولوژيک مگسهاي مينوز خانوادههاي آگرومايزيده Agromyzidae)) شده است. مخصوصاً در کشورهاي اروپايي که آفات محصولات گلخانهاي را با فرآوردههاي بيولوژيک کنترل ميکنند. اين آفات را در سالهاي اخير بوسيله دشمنان طبيعي تحت کنترل در آوردهاند. البته توليد دشمنان طبيعي اين گروه از آفات نسبتاً مشکل است و هزينه بيشتري در مقايسه با توليد دشمنان طبيعي، آفاتي مثل کنه دو نقطهاي و سفيد بالکها دارد.
* پروانهها
گروه ديگري از آفاتي که گاهي بعنوان آفات مهم در گلخانهها و بر روي محصولات زينتي جلوهگر ميشوند پروانهها هستند. مخصوصاً تعدادي از گونههاي پروانههاي خانواده نوکتوئيده (Noctuidae). از گونههاي مهم اين خانواده ميتوان به گونههايي مثل مامسترا براسيکه (Mamestra braccicae)، اوتوگرافا گاما (Autographa gamma)، نوکتوا پرونوبا (Noctua pronuba) و گونههاي ديگري مثل اسپودوپترا ليتراليس Spodoptera lituralis)) و هلييونتيس آرميژرا (Helionthis armigera) اشاره كرد. اين پروانهها مثل بسياري ديگر از پروانهها، تخمشان را روي برگ گياهان قرار ميدهند، و بعد از اينکه لارو خارج ميشود بوسيله قطعات دهاني سائيده شروع به تغذيه از برگ و ساير قسمتهاي گياه ميکنند. بعد از تكميل دوره لاروي در داخل خاک تبديل به شفيره ميشوند.
براي کنترل بيولوژيک پروانهها عموماً از باکتريها استفاده ميشود. در اين بين باکتري باسيلوس تورنژنسيس (Bacillus thuringiensis) مهمترين نقش را در کنترل بيولوژيک پروانهها دارد.
فرآوردههاي مختلفي از اين باکتري توليد شده که هر يک بر روي گروههاي مختلفي از حشرات مؤثر واقع شدهاند. حشرات و از جمله لارو پروانهها وقتي که توکسينهاي اين باکتري را مورد تغذيه قرار ميدهند قطعات دهاني و نيز دستگاه گوارش آنها را فلج ميكنند و باکتري در مدت حدود 48 ساعت ميزبانش (پروانه) را از بين ميبرد.
همچنين گروههاي ديگري از اين باکتري وجود دارند که براي کنترل گروههاي ديگري از حشرات مورد استفاده قرار ميگيرند.
توليد اين باکتريها به چه صورت انجام ميشود؟
باکتريها عموماً براحتي در محيطهاي کشت تخميري پرورش داده ميشوند و در جمعيتهاي انبوه براي کنترل آفات مختلف مورد استفاده قرار ميگيرند.
اگر خود باکتري براي کنترل بيولوژيک مورد استفاده قرار گيرد بعنوان يک خطر بالقوه محسوب ميشود زيرا ميتواند انواع حشرات اعم از حشرات مضر يا مفيد را از بين ببرد.
جلسه سي و يکم
تکثير و رها سازي دشمنان طبيعي
مقدمه :
مراحل تكثير و رهاسازي دشمنان طبيعي در مواردي انجام ميشود كه
- دشمن طبيعي وجود نداشته باشد؛
- جمعيت آنها كم باشد؛
- ظهور آنها با تاخير صورت گيرد.
تکثير و رها سازي دشمنان طبيعي در شرايطي انجام ميشود که استقرار دائمي دشمن طبيعي امکانپذير نيست و بهترين شاخص اين موضوع شرايط گلخانهاي است. در گلخانهها بعد از برداشت محصول، گياه به همراه آفت و دشمنان طبيعي خود، از گلخانه خارج مي شود. در فصل بعد که گياه ديگري کشت ميشود نيازمند رهاسازي دوباره دشمنان طبيعي است.
* پرورش و تکثير دشمنان طبيعي
پرورش و تکثير دشمنان طبيعي شامل مراحل مختلفي است:
انتخاب دشمن طبيعي؛ دشمنان طبيعي از نظر توانايي كنترل با هم متفاوتند كه اين تفاوت به دليل اختلاف در خصوصيات زيستي آنها است. از جمله اين خصوصيات ميتوان به قدرت باروري، قدرت جستجو و فاکتورهاي ديگر نيز اشاره كرد.
1) کيفيت دشمنان طبيعي؛ دشمنان طبيعي مورد استفاده براي تکثير و رهاسازي بايد عاري از بيماري و هيپرپارازيتوئيدها باشند. دشمن طبيعي انتخاب شده براي تكثير بايد داراي كيفيت مناسب باشد. جمعيت موسس انتخاب شده، براي برنامه تکثير بايد يک جمعيت سالم و قوي باشد همچنين حفظ کيفيت دشمنان طبيعي در طي ساليان متمادي نيز از اهميت فوقالعاده زيادي برخوردار است. زيرا ورود دشمنان طبيعي به محيط بسته در واقع جمعيت آنها را از يک جمعيت باز به يک جمعيت بسته تبديل ميكند كه با گذشت چند سال احتمال كاهش تنوع ژنتيكي و هم چنين زوال ژنتيكي وجود دارد. به همين دليل القا ژن به داخل جمعيت بصورت مرتب ضروري مينمايد.
چگونگي القا ژن: معمولاً در برنامههاي تکثير بطور مرتب از جمعيتهاي وحشي گونه، به جمعيتهاي پرورشي اضافه ميشود تا از کاهش تنوع ژنتيکي جلوگيري شود.
2) هزينه پرورش دشمنان طبيعي؛ براي موفقيت و توسعه كنترل بيولوژيك بايد دشمنان طبيعي پرورش داده شده قدرت رقابت اقتصادي با ساير روشهاي كنترل آفات بويژه مبارزه شيميايي را داشته باشند.
تعدادي از دشمنان طبيعي براحتي بر روي ميزبان طبيعي خود پرورش داده ميشوند. براي مثال کنه فيتوزيولوس پرسيميلس (Phytoseiulus persimilis) براحتي بر روي تترا نيکوسلتيکه و گياه لوبيا پرورش داده ميشود. نمونه ديگر انکارسيا فورموزا (Encarsia formosa) است که بر روي (Trialearodes vaporariorum) به سادگي تکثير مييابد.
ولي در مورد بعضي از دشمنان طبيعي سيستمهاي طبيعي خيلي پر هزينه هستند. در سالهاي اخير توجه زيادي به پرورش دشمنان طبيعي آفات گلخانهاي بر روي ميزبانهاي مصنوعي انجام گرفته است. البته زماني خواهد رسيد كه مبارزه بيولوژيک با مبارزه شيميايي رقابت کند. کنترل بيولوژيک سه نوع مختلف دارد. در کنترل بيولوژيک کلاسيک يک دشمن طبيعي را در منطقهاي رهاسازي ميكنند كه براي هميشه مستقر ميشود و جمعيت آفت را تحت کنترل در ميآورد .در اين مورد هزينه خيلي ناچيز است اما سود بالايي دارد. به اين صورت كه هزينه روشهاي کنترل بيولوژيک حدود يک پنجاهم مبارزه شيميايي درميآيد.
3) ذخيره سازي و حمل و نقل دشمنان طبيعي؛ دشمنان طبيعي فقط در چند ماه از سال خريدار دارند. در حاليكه در طول سال بايد جريان توليد دشمنان طبيعي حفظ شود. زماني كه تقاضا براي دشمن طبيعي وجود ندارد بايد دشمن طبيعي را ذخيره نمود.
در مورد بعضي از دشمنان طبيعي بررسيهايي تاكنون انجام شده. مثلاً در مورد پشه آفيدولتوس آفيدوميزا (Aphidoletes aphidomyza) ثابت شده است که در دماي حدود يک درجه سانتيگراد تا مدت دو ماه حفظ ميشود. همچنين بال توري معمولي کريزوپرلا کارنئا (Chrysoperla carnea)، که براي کنترل بيولوژيک شتهها مورد استفاده قرار مي گيرد، را ميتوان حدود 31 هفته ذخيره سازي كرد.
4) روشهاي کاربرد دشمنان طبيعي؛ زمان و نحوهي رهاسازي دشمنان طبيعي در كارآيي و موفقيت آنها بسيار موثر است.
روشهاي کاربرد در مورد گونههاي مختلف دشمنان طبيعي بسيار متفاوت است. بعنوان مثال زنبور انکار سيافورموزا را بر روي کارتهايي ميچسبانند. بر روي هر کارت تعداد زيادي از شفيرههاي آفت وجود دارد که پارازتيه است و داخل گلخانهها به نهالها و گياهان زينتي آويزان ميکنند. زنبورهاي پارازيتوئيد که خارج ميشوند شروع به پارازتيه کردن ميزبان خودشان ميکنند. در صورتيكه بعضي از دشمنان طبيعي بوسيله هواپيما رهاسازي ميشوند.
5) ارزيابي فرآورده بيولوژيک يا دشمنان طبيعي؛ براي اطمينان از كاهش جمعيت آفت به پايينتر از سطح زيان اقتصادي ارزيابي دشمنان طبيعي ضروري است. اين ارزيابي ميتواند از طريق مقايسه ميزان پارازيتيسم در شرايطي که دشمن طبيعي را رهاسازي کرديم، با شرايطي که دشمن طبيعي وجود ندارد، انجام شود. از طريق مقايسه ميزان پارازيتيسم ميتوان ميزان کارآيي دشمن طبيعي را سنجيد. همچنين از طريق شمارش تعداد آفات در يک واحد سطح معين، در محلي که دشمن طبيعي استفاده شده و در محلي که دشمن طبيعي وجود ندارد نيز اين كار ميسر ميشود.
بيخطر بودن دشمنان طبيعي، دشمنان طبيعي رهاسازي شده بايد ساير موجودات مفيد را مورد حمله قرار ندهند.
جلسه سي و دوم
روشهاي کنترل آفات گياهان زينتي
مقدمه :
در جلسات گذشته در مورد کنترل بيولوژيک و شيميايي آفات گلخانهاي صحبت کرديم. در اين جلسه به بحث ديگر تحت عنوان ساير روشهاي مبارزه با آفات ميپردازيم.
* روشهاي كنترل آفات گياهان زينتي
- توليد گياهان مقاوم به آفات؛
- استفاده از تکنيکهاي زراعي؛
- تکنيک رهاسازي نرهاي عقيم؛
- استفاده از تلههاي فرموني.
علاوه بر اين 4 روش در مبارزه با آفات روشهاي ديگري وجود دارد كه خيلي به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
ساير روشهاي كنترل آفات
- استفاده از تركيبات شيميايي دور كننده (Repelents)؛
- استفاده از مواد ضد تغذيه (Antifeedants)؛
- استفاده از عقيمکنندههاي شيميايي (Chemostrilants)؛
- استفاده از تلههاي نوري؛
- استفاده از تلههاي چسبناک.
در اينجا در مورد تعدادي از مهمترين روشها بصورت فشرده مطالبي ارائه ميشود.
* توليد گياهان مقاوم
يکي از روشهاي جالب توجه در مبارزه با آفات توليد گياهان مقاوم است. اصول اساسي اين روش دگرگوني مصنوعي گونههاي گياهي به روش ژنتيکي است به نحوي که گياه توليد شده ميزبان مناسبي براي آفت نباشد. اين تغييرات ميتواند به دو روش فيزيکي و شيميايي باشد.
تغييرات فيزيکي عمدتاً تغييراتي در ظاهر و بافت گياه است. بعنوان مثال گياهاني كه با بافت سخت توليد ميشوند در مبارزه با آفات مناسبترند. همچنين گياهاني که سطح برگ آنها از کرک بيشتري برخوردار است.
قابل توجه است که هر يک از اين روشها ممكن است فقط در مبارزه با يک آفت مفيد باشد و در مبارزه با گونه ديگر نقش منفي ايفا کند. لذا در مبارزه با آفات كلاً به مجموع آفاتي که بر روي يک گونه گياهي فعاليت ميکنند، توجه داشته باشيد.
تغييرات شيميايي در برگيرنده تغيير در مواد شيميايي موجود در گياهان است، که بصورتهاي مختلفي در کنترل آفات نقش دارد.
1)آنتيزنوز(Antixenosis) : مكانيزم شيميايي و فيزيكي كه باعث دفع حشرات و ممانعت از استقرار آنها روي گياه ميشود.
2)آنتيبيوز(Antibiosis) : مكانيزمي كه باعث اثرات معكوسي روي ويژگيهاي بيولوژيك آفت ميشود.
3) تحمل (Tolerance) : مكانيزمي كه باعث افزايش تحمل گياه در مقابل حمله آفت ميشود.
در توليد گياهان مقاوم، وجود ارتباط تنگاتنگ بين متخصصين ژنتيک گياهي و متخصصين حشرهشناسي مهم است. اين دو گروه از متخصصين الزاماً بايد در توليد گياهان مقاوم با هم همکاري داشته باشند.
توليد هر واريته يا هر گياه مقاوم به آفت، حداقل حدود 10 تا 15 سال طول ميکشد. مزيت عمده استفاده از گياهان مقاوم اينست که اين روش با ساير روشهاي مبارزه با آفات سازگار است. بعنوان مثال حشراتي كه در روي گياهان مقاوم به آفات تغذيه ميکنند عموماً در مقابل شرايط محيطي حساستر و ضعيفترند و سريعتر از بين ميروند. همچنين گياهان مقاوم به آفات ميتوانند کارآيي دشمنان طبيعي را افزايش دهند.
بعنوان مثال گياه توليد شده با ميزان کرک كمتر در سطح برگ، باعث افزايش کارآيي بعدي از پارازيتوئيدها ميشود. تاكنون گياهان مقاوم براي بيشتر از صد گونه گياهي توليد شدهاند.
آيا توليد گياهان مقاوم ميتواند بعنوان يک نوع کنترل بيولوژيک باشد؟
توليد گياه مقاوم اگر صرفاً بر روي جمعيت آفت تاثير بگذارد کنترل بيولوژيک نيست، در حاليکه اگر باعث افزايش کارآيي دشمنان طبيعي باشد نوعي کنترل بيولوژيک محسوب ميشود.
* استفاده از تكنيكهاي زراعي
از ديگر روشهاي مبارزه با آفات ميتوان به روشهاي زارعي اشاره کرد. كنترل زراعي آفات در برگيرنده تغييرات اَگروتكنيكي به منظور كاهش توليد مثل و بقاي آفت است. روشهاي زراعي از قديميترين روشهايي هستند که توسط بشر در کنترل آفات مورد استفاده قرار گرفتند.
كنترل زراعي آفات
- تغيير در زمان كاشت و برداشت؛
- شخم زدن؛
- تغيير فواصل كشت؛
- آبياري؛
- تناوب زراعي؛
- كاشت گياهان تله.
زمان کاشت در مورد بعضي از محصولات در کنترل آفات نقش مهمي دارد. به عنوان مثال با كشت گياه در زمان نبود آفت (زودتر يا ديرتر از زمان کشت معمول) گياه از خسارت آفت فرار داده ميشود.
در تناوب زراعي گياهي که بعنوان گياه دوم کاشته ميشود، نبايد در ارتباط سيستماتيک بوتانيکي با گياه اول باشد. در واقع اگر آفات گياه اول با آفات گياه دوم متفاوت باشد ميتوان در بيولوژي آفات ايجاد اختلال کرد و جمعيت آنها را کاهش داد.
* تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم
در اين روش با تكثير جمعيت انبوهي از حشرات نر و قرار دادن آنها تحت تاثير مواد راديواكتيو و رهاسازي آنها در طبيعت در توليد مثل آنها اختلال ايجاد ميشود. اين يك روش ديگر مبارزه با آفات است. يکي از تکنيکهاي بسيار جالب که حداقل در مورد 10 گونه از آفات توصيه شده است. در اين روش بطور خلاصه، نرها را در اَنسکتاريوم يا محيط پرورش حشرات با جمعيتهاي بسيار انبوه توليد ميکنند، سپس آنها را تحت تاثير مواد راديواکتيو مثل کبالت قرار ميدهند، اين عمل باعث بوجود آمدن اختلالات ژنتيکي در اسپرم حشرات نر ميشود. بعد از رهاسازي حشرات نر در طبيعت، با حشرات ماده آزاد جفتگيري ميکنند. اما تخمهاي توليد شده توسط مادهها عموماً تفريغ نميشود و از آن نِتاجي بوجود نميآيد.
جلسه سي و سوم
خصوصيات دشمنان طبيعي مطلوب
مقدمه :
در جلسات گذشته در مورد روشهاي کنترل آفات صحبت کرديم. در اين جلسه به مبحثي تحت عنوان ويژگيهاي دشمن طبيعي مطلوب ميپردازيم.
دانستن ويژگيهاي دشمن طبيعي براي بكار بردن آن بعنوان يك کنترل كنندهي مطلوب لازم و ضروري است.
* خصوصيات دشمن طبيعي مطلوب
1) سازگاري اکولوژيکي؛ بايد بين نيازهاي اکولوژيک دشمن طبيعي و ميزبان مخصوصا از نظر دما و رطوبت مطلوب تطابق وجود داشته باشد. براي مثال، يک دشمن طبيعي در منطقه گرمسير را نميتوان وارد يک منطقه سردسير کرد و انتظار کارآيي مطلوب را از آن داشت.
هماهنگي زماني و مکاني؛ بايد بين فعاليت فصلي دشمن طبيعي و ميزبان تطابق وجود داشته باشد. البته در كنترل گياهان زينتي و گلخانهاي تطابق فصلي را ميتوان از طريق رهاسازي دشمن طبيعي به صورت مصنوعي ايجاد نمود.
فرض کنيد که جمعيت آفت در ارديبهشت ماه به اوج طبيعي Peak خود ميرسد. در حاليکه جمعيت دشمن طبيعي مثلاً در اواخر خرداد به حداکثر خود ميرسد. بنابراين دشمن طبيعي نميتواند در موقع مناسب مؤثر باشد زيرا آفت زودتر خسارتش را وارد کرده است .
در مورد پارازيتوئيدها وجود هماهنگي داخلي (Internet synchronization) با ميزبان ضروري است. به عبارتي پارازيتوئيد بايد قادر باشد مراحل رشد و نمو را در داخل بدن ميزبان طي کند و تبديل به حشره کامل شود. اگر پارازيتوئيد نتواند به حشره کامل تبديل شود لازم است که در هر نسل آفت، يك رهاسازي مجدد وجود داشته باشد. اين مسئله در مورد آفات گلخانهاي و آفات گياهان زينتي مقرون به صرفه نيست.
روشهاي مختلف رهاسازي دشمنان طبيعي
بطور کلي رها سازي دشمنان طبيعي به سه صورت انجام ميشود :
2) رها سازي تلقيحي يا (Inoculative release)؛ در اين روش دشمن طبيعي يک بار تکثير و رهاسازي ميشود. اين دشمن طبيعي براي هميشه در اکوسيستم و در محيط مستقر ميشود و آفت را تحت کنترل در ميآورد. يکي از جالبترين روشهاي کنترل آفات است که به آن کنترل بيولوژيک کلاسيک هم اطلاق ميشود.
3) روش رهاسازي تلقيحي فصلي يا (Seasonal inoculative release)؛ براي كنترل بيولوژيك آفات گياهان گلخانهاي از روش رهاسازي تلقيحي فصلي استفاده ميشود. در اين روش در ابتداي فصل يا در زماني که آفت در گلخانه ظاهر ميشود دشمن طبيعي رهاسازي ميشود و تا انتهاي فصل دشمن طبيعي فعاليت ميکند و آفت را تحت کنترل در ميآورد. در واقع اين روش در مواردي استفاده ميشود که امکان ادامه کنترل بيولوژيک يا ادامه بقاي دشمن طبيعي در شرايط گلخانه در طي سالهاي متوالي وجود ندارد.
4) روش رهاسازي اشباعي يا (Inundative release)؛ در هر زماني که نياز باشد دشمن طبيعي را در محيط رهاسازي ميكنند. و كلاً بقا دشمن طبيعي در محيط هدف نيست، بلکه رهاسازي دشمن طبيعي و کاهش جمعيت آفت کفايت ميکند. اگر مجدد جمعيت آفت افزايش پيدا کرد رهاسازي ديگري انجام ميشود.
5) واکنش به تراکم؛ دشمن طبيعي مطلوب بايد به سرعت به تغييرات جمعيت ميزبان يا آفت واكنش نشان دهد. يعني وقتي که جمعيت آفت افزايش پيدا ميکند، دشمن طبيعي بايد به اين افزايش تراکم ميزبان يا آفت، بسرعت واکنش نشان دهد و جمعيت خود را افزايش دهد. وقتي که جمعيت ميزبان کاهش پيدا ميکند جمعيت دشمن طبيعي يا پارازيتوئيد يا پرداتور هم کاهش پيدا کند.
6) ظرفيت توليد مثل؛ سرعت رشد جمعيت دشمن طبيعي بايد برابر يا بيشتر از ميزبان يا آفت باشد.
مثلاً اگر آفتي در يک محدوده زماني ميتواند 20 نتاج ماده توليد کند دشمن طبيعي آن هم حداقل بايد 20 نتاج ماده توليد كند تا دشمن طبيعي مؤثر باشد.
7) قدرت جستجوگري؛ دشمن طبيعي مطلوب بايد قادر باشد ميزبان يا آفت را در تراكمهاي پايين پيدا كرده و آنها را مورد حمله قرار دهد يا پارازيته كند. دشمنان طبيعي مؤثر از قدرت جستجوگري بالايي برخوردارند و ميتوانند جمعيت ميزبانشان را در سطوح پايين تحت کنترل در بياورند. درحاليکه دشمنان طبيعي که از قدرت جستجوگري پاييني برخوردارند عموماً قادر به پيدا كردن ميزبان در تراکمهاي پايين نيستند.
8) اختصاصي بودن ميزبان؛ مؤثرترين دشمنان طبيعي مونوفاژ هستند. دشمنان طبيعي با طيف ميزباني محدود نسبت به دشمنان طبيعي با طيف ميزباني وسيع در كنترل آفات موفقتر هستند.
دشمنان طبيعي که طيف ميزباني وسيع دارند خيلي در کنترل آفات مؤثر نيستند. دشمنان طبيعي پليفاژ بدليل اينکه در روي يک ميزبان تمرکز پيدا نميکنند عموماً قادر به کنترل يک آفت خاص نيستند. و نميتوانند به سرعت به تغييرات جمعيت يک آفت خاص واکنش نشان دهند. در حاليکه دشمنان طبيعي مونوفاژ و در مواردي اليگوفاژها بسرعت به تراکم جمعيت ميزبان خودشان واکنش نشان ميدهند.
9) هيپرپارازيتيسم؛ هيپرپارازيتيسم رشد و نمو يک پارازيتوئيد روي يک پارازيتوئيد ديگر است و به عنوان يك پديده منفي در برنامههاي كنترل بيولوژيك قلمداد ميشود.
10) قابليت پرورش و تكثير انبوه؛ قابليت پرورش دشمن طبيعي شرط اصلي هر برنامه كنترل بيولوژيك آفات ميباشد. يک تغيير ساده در بيولوژيك يک آفت ممكن است هزينه پرورش دشمن طبيعي را تا 100 برابر افزايش دهد.
جلسه سي و چهارم
مروري بر جلسات گذشته
مقدمه :
در اين جلسه جمع بندي نهايي از سي و سه جلسه را خواهيم داشت.
حشرات بزرگترين گروه جانوري در روي کره زمين هستند و از جنبههاي مختلفي با زندگي انسان ارتباط دارند. اکثر حشرات مفيد هستند. تعداد بسيار زيادي از حشرات پارازيتوئيد يا پرداتور هستند و تعدادي نيز گياهخوارند، اگر چه گونههاي گياهخوار عموماً آفت محسوب نميشوند. تعداد گونههاي آفت در رده حشرات در مقايسه با مجموع گونهها اندك است. بعبارتي تعداد زيادي از گونههاي گياهخوار بر حسب بيولوژي خودشان فقط از گياهان تغذيه ميکنند ولي خسارت اقتصادي به آنها وارد نميکنند. همچنين در مورد خصوصيات مورفولوژيک و بيولوژيک حشرات و ساير بندپايان مخصوصاً کنهها مطالبي ارائه شد. توضيحاتي دربارهي بخشهاي مختلف بدن حشرات، خصوصيات ساختماني بدن حشرات و کنهها داده شد. در طي جلسات متعدد در مورد رده بندي حشرات صحبت شد. تعدادي از حشرات، در رده اينسکتا(Insecta) گياهخوار هستند. مثل راسته اورتوپترا (Orthoptera)، اما در رده هميپترا (Hemiptera) تعدادي گياهخوار و تعدادي شکارگر هستند.
- در راستههايي مثل راسته ادوناتا (Odonata) يا طيارهمانندها، همه گونهها بدون استثنا در مرحله پورگي و در مرحله حشره کامل از ساير بندپايان تغذيه ميکنند. راستههاي هايمنوپترا (Hymenoptera) يا بالغشائيان يکي از مفيدترين راستههاي رده Insecta ) يا حشرات هستند. اکثر حشرات مفيد كه براي کنترل بيولوژيک آفات مورد استفاده قرار ميگيرند، متعلق به راسته بالغشائيان يا زنبورها هستند.
در ادامه در مورد کنترل حشرات به روشهاي مختلف صحبت شد. علي رغم استفاده گسترده از سموم در مبارزه با آفات، اين تركيبات باعث بر هم خوردن تعادل اكولوژيك و اثرات زيانبار زيستمحيطي ميشوند. بطوريكه سموم عموماً باعث خلق آفت شده و سمپاشي عليه تعداد زيادي از آفات در طي ساليان متمادي باعث مقاوم شدن آفات در مقابل اين سموم شده است. در طي جلسات بعدي در مورد کنترل بيولوژيک و ساير روشهاي مختلف صحبت شد. مهمترين روش كنترل گلخانهاي، روش كنترل بيولوژيك يا استفاده از دشمنان طبيعي است.
مهمترين آفات محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي متعلق به راسته هوموپترا (Homoptera) يا جوربالان است. که اين راستهها در برگيرنده پسيلها، سفيد بالکها، شتهها و شپشکها است.
مهمترين دشمنان طبيعي آفات محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي زنبورهاي پارازيتوييد، بالتوريها، كفشدوزكها، دوبالان و تعدادي از كنهها هستند. مهمترين دشمنان طبيعي متعلق به راسته (Hymenoptera) مخصوصاً خانوادههاي اِنسيرتيده (Encyrtidae) و آفيلينيده (Aphelinidae) هستند. در مواردي بعضي از خانوادههاي دو بالان مثل سسيدوميده (Cecidomyiidae) گونه آفيدولتس آميدوميزا(Aphidoletes amidomyza) و همچنين (Chrysoperla carnea) بعنوان يک بالتوري که متعلق به راسته نوروپترا است، اشاره شد. همچنين به قارچهاي كنترل كنندهي حشرات نيز اشاره شد.
دستيابي به تكنولوژي تكثير انبوه دشمنان طبيعي آفات محصولات گلخانهاي يكي از شروط اصلي موفقيت در كنترل بيولوژيك اين گروه از آفات ميباشد. استفاده از گياهان مقاوم به آفات و كنترل زراعي از ديگر روشهاي مهم مبارزه با آفات محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي است. از جمله روشهاي بسيار جالب روش رهاسازي نرهاي عقيم است، که البته تاکنون در مورد کنترل آفات گياهان گلخانهاي و زينتي مورد استفاده قرار نگرفته است.
از روشهاي ديگري مثل فرومونها براي اختلال در جفتگيري و اختلال در رفتار طبيعي حشرات براي کنترل آنها نيز استفاده ميشود.
نهايتاً گفته شد كه در کنترل آفات هيچگاه بر يک روش خاص پافشاري نکنيد. استراتژي صحيح در مبارزه با آفات محصولات گلخانهاي و گياهان زينتي مديريت تلفيقي آفات يا استفاده از روشهاي مختلف ميباشد.
![]()
![]()
![]()
اين وبلاگ توسط محسن محمديان کارشناس گياه پزشكي وعضو انجمن علمی دا نشگاه علمی و کاربردی کاشمر نوشته شده است .